مدیریت استراتژیک به سبک غول های فناوری (شرکت گوگل)


مقاله زیر به شناسایی استراتژی و بررسی آنالیز SWOT یکی از بزرگترین سازمان ها در جهان، شرکت گوگل می پردازد. این بررسی در سال های 2013 و 2019 صورت پذیرفته است.

یک مثل ژاپنی وجود دارد که می گوید: “وقتی شما از تشنگی می میرید، خیلی دیر است که به فکر حفر چاه باشید.”  این گفته، اهمیت مدیریت استراتژیک را برای موفقیت در هر تلاش برجسته می کند. 

گوگل در سال 1996 شروع به کار کرد، به عنوان پروژه تحقیقاتی که توسط لری پیج و سرگی برین که دانشجویان دانشگاه استنفورد و در حال کار روی پروژه کتابخانه دیجیتال استنفورد (SDLP یا Stanford Digital Library Project) بودند. هدف آنها بهبود فناوری های یک کتابخانه دیجیتال واحد و جهانی بود. این پروژه، از طریق بنیاد ملی علوم مورد حمایت مالی قرار گرفت.

در سال 1997، موتور جستجوی اصلی مجبور شد از وبسایت استنفورد در زمینه و حوزه آموزش گوگل استفورد استفاده کند. با این حال، Google.com باید در سال 1997 ثبت می شد. اولین اختراع ثبت شده تحت عنوان ((Google Inc)) بود. این اختراع توسط افرادی مثل Siu-Leong lu ،Malcom Davis و Kobad Bugwadis ثبت شد. برنامه آن، سیستم نهان گذاری یا watermaking system – برای حفاظت از کپی ‌رایت موضوعات چندرسانه ‌ای مانند متن، صدا، ویدیو و غیره – و روشی برای چندرسانه ای دیجیتال یا digital multimedia بود.

در سال 1998، شرکت گوگل دارای نمایه ای با بیش از 60 میلیون صفحه بود. صفحه اصلی آنها هنوز تحت عنوان بتا بود. آنها معتقد بودند که نتیجه موتور جستجوی گوگل در مقایسه با رقبا مانند Hotbot و Excite.com بسیار خوب است. همچنین، آنها بیان کردند که در فناوری خود دارای نوآوری هستند نه مانند سایت هایی مثل یاهو. این شرکت همچنین با تبلیغات سر و کار دارد.

در سال 2000 سرویسی به نام AdWords ایجاد شد. ایجاد تبلیغات آنلاین، باعث به وجود آمدن کسب و کار برای بسیاری از مردم شد. در حال حاضر تبلیغات تلفن همراه و تبلیغات ویدیویی وجود دارد که همه این تبلیغات را می توان در گوگل مشاهده کرد. مأموریت گوگل چیزی نیست جز جمع آوری اطلاعات در کل دنیا و استفاده از آن برای کل دنیا. نقشه برداری دیجیتال نیز در سال 2004 در گوگل آغاز شد. نقشه های روز فعلی گوگل روی ترافیک، جهت ها و بسیاری از ویژگی های دیگر نقشه برداری متمرکز است.

ماموریت شرکت گوگل

ماموریت گوگل این است که اطلاعات جهان را سازماندهی کرده و آن را در دسترس جهانی قرار دهد. مشتریان گوگل، همه افرادی هستند که مایل به دستیابی به طیف گسترده ای از اطلاعات به شیوه ای سازمان یافته هستند. این شرکت همچنین با بیان اینکه ماموریت آن در دسترس قرار دادن اطلاعات به صورت جهانی است، اهمیت فناوری را مشخص می کند، به این معنی که از طریق پیشرفت های فناوری، به یک دهکده جهانی تبدیل می شود.

شرکت گوگل می خواهد اطلاعات مفیدی را به همگان ارائه دهد و تلاش می کند تا رشد، سودآوری و بقا را افزایش دهد، به این معنی که تمام تلاش خود را برای اطمینان از رشد از طریق رضایت مشتری انجام می دهد. ماموریت همچنین اهداف بلندپروازانه شرکت را تعریف می کند، به عنوان شرکتی که می خواهد بهترین کیفیت را در سازماندهی اطلاعات اینترنتی داشته باشد، زیرا می خواهد به انجام کارهای خود حتی در آینده ادامه دهد.

عناصر استراتژیک گوگل

این شرکت تبلیغات خود را با مشخص کردن منافع مردم انجام می دهد تا به طور استراتژیک افراد مناسب را با محصول مناسب، هدف قرار دهد. موتور جستجوی گوگل، به دلیل الگوریتم های جستجوی سریع و راحت، بسیار محبوب شده است، و همچنین موتور جستجو را با سایر خدمات حیاتی همانند نقشه های گوگل و کتاب های گوگل به کار می گیرد. این شرکت همچنین ابزارهای کارآمدی مانند ابزارهای بهره وری آنلاین نظیر G suite ،Hire ،Google groups ،Google keep و Google cloud print را ارائه می دهد که در آن سرویس پست الکترونیکی رایگان از طریق برنامه بتا ارائه می شود. بنابراین می توان گفت که گوگل می تواند محصولات تکنولوژیکی و اینترنتی را به روشی منحصر به فرد و مناسب ارائه دهد؛ بنابراین بسیار محبوب است. با گذشت سال ها، گوگل نیز دستاوردهای بسیاری از قبیل Deja Usenet ،YouTube ،Doubleclick و Peakstream Technologies را کسب کرده است.

گوگلاستراتژی عمومی و استراتژی های رشد متمرکز گوگل در سال 2019

گزینه های استراتژیک گوگل LLC (شرکت فناوری آمریکایی متخصص در ارائه خدمات و محصولات مرتبط با اینترنت و همچنین دارای فناوری‌ های تبلیغات آنلاین، موتور جستجو، رایانش ابری، نرم افزار و سخت افزار می‌ باشد) به طور مستقیم با ماهیت کسب و کار و ویژگی‌ های صنعت خود مرتبط است. استراتژی عمومی این شرکت تأثیر زیادی بر کسب و کار دارد و مزیت‌ های رقابتی آن در مقابل سایر شرکت‌ ها در بازار تبلیغات آنلاین، مانند فیس بوک “Facebook Inc”، یاهو “Yahoo!”، اسنپ “(Snap Inc (Snapchat”، توییتر “Twitter Inc”، و آمازون “Amazon.com Inc” است.

از سوی دیگر، استراتژی‌ های رشد متمرکز گوگل برای حمایت از این شرکت در حفظ موقعیت خود به عنوان یکی از ارزشمندترین برندهای جهان، کمک می‌ کند. به عنوان مثال، بهبود مستمر محصولات تضمین می کند که کسب و کار، سهم خود از بازار آنلاین را حفظ کند. این شرکت از طریق استراتژی عمومی خود به یک بازیگر مهم تبدیل شده است که بر چشم انداز رقابتی و توسعه صنعت تبلیغات آنلاین و نیز سایر موارد وابسته به اینترنت، تاثیر می‌ گذارد. ترکیب استراتژی های متمرکز گوگل و استراتژی رقابتی عمومی در برآورده کردن نیازهای شرکت برای ادامه رشد و رهبری کسب و کار در صنعت جهانی مؤثر است.

گوگل از استراتژی عمومی خود بر اساس مدل مایکل پورتر – نظریه پرداز برجسته در استراتژی کسب وکار – برای مقابله با نیروهای خارجی که بر محیط صنعت تأثیر می گذارند، استفاده می کند. این نیروها تعیین می کنند که کسب و کار چگونه اهداف خود را تحقق می بخشد. تجزیه و تحلیل پنج نیروی پورتر (تهدید محصولات جایگزین، پتانسیل ورود افراد جدید به صنعت، رقابت بین شرکت های موجود، قدرت تأمین کنندگان، قدرت مشتریان) برای تحلیل جذابیت کسب و کار گوگل نشان می دهد که منظر رقابتی نیرومندی را به کسب و کار تحمیل می کند. این شرکت، استراتژی های رشد متمرکز نفوذ در بازار را برای اطمینان از رشد، علیرغم نیروهای رقابتی به طور گسترده اعمال می کند. استراتژی های دیگر (توسعه بازار، توسعه محصول و متنوع سازی) همچنین از رشد گوگل پشتیبانی می کند.

مدل پنج نیروی پورتر گوگل

استراتژی عمومی گوگل (مدل پورتر)

استراتژی عمومی گوگل، براساس مدل مایکل پورتر، تمایز (Differentiation) است. این استراتژی رقابتی عمومی شامل دامنه گسترده ای از بازار است. این شرکت، محصولات خود را در سراسر جهان عرضه می کند. استراتژی رقابتی عمومی تمایز، شامل توسعه قابلیت های منحصر به فردی است که کسب و کار را رقابتی می کند. گوگل از طریق منحصر به فرد بودن محصولات خود، خود را از رقبا متمایز می کند. برای مثال، این منحصر به فرد بودن با نوآوری حاصل می شود. نوآوری، بر نقاط قوت رقابتی مشخص شده در آنالیز SWOT شرکت گوگل می افزاید. تنوع فزاینده محصولات، شامل جستجو، سیستم عامل ها، برنامه های دسکتاپ و تلفن همراه و سخت افزار، تجلی این نوآوری تحت استراتژی عمومی تمایز این شرکت است. الگوریتم جستجوی گوگل همچنین به مرور زمان تکامل می یابد تا از مزیت رقابتی در مقابل یاهو (Yahoo!) و بینگ (Bing)، اطمینان حاصل شود.

استراتژی عمومی تمایز بدین معنی است که شرکت گوگل باید مزیت رقابتی خود را براساس منحصر به فرد بودن حفظ کند و مهم است که به نوآوری ادامه دهد. یک هدف استراتژیک متناظر، توسعه محصولات جدید یا ادامه بهبود محصولات موجود است. از این طریق، گوگل در مواجهه با رقابت شدید و تهاجمی سایر شرکت های فناوری قادر خواهد بود مزایای رقابتی خود را با استفاده از استراتژی رقابتی عمومی متمایز حفظ کند.

استراتژی‌های رشد متمرکز گوگل

شرکت گوگل برای افزایش سهم بازار از چهار نوع استراتژی رشد (منطبق بر ماتریس آنسف یا Ansoff) بهره می برد که در ذیل آنها را شرح خواهیم داد.

>   نفوذ در بازار (Market penetration) (اصلی)

گوگل در درجه اول متکی به نفوذ در بازار، به ویژه خارج از ایالات متحده است. هدف استراتژیک، به دست آوردن مشتریان بیشتر از بازارهای فعلی شرکت است. در ایالات متحده، این شرکت در حال حاضر دارای موقعیت رهبری است. با این حال، در کشورهای دیگر مانند چین، گوگل مستقیماً با سایر موتورهای جستجوی بزرگ و شرکت های تبلیغاتی آنلاین رقابت می کند. بنابراین، در استراتژی متمرکز نفوذ در بازار برای رشد، این شرکت همچنان به تلاش برای کسب سهم بزرگتری از بازار تبلیغات آنلاین جهانی ادامه می‌دهد.

این استراتژی متمرکز تعیین می کند که گوگل چگونه از ترکیب عناصر بازاریابی (Marketing mix) یا 4P (محصول، قیمت، توزیع و توسعه) خود برای رشد کسب و کار استفاده می کند. همچنین، استراتژی عمومی تمایز، محصولات رقابتی را تضمین می کند که امکان رقابت در نفوذ به بازارها را داشته باشند و سهم بازار شرکت را افزایش دهند، به ویژه در بازار پلتفرم های آنلاین که برای تبلیغات دیجیتال استفاده می شود.

>   توسعه محصول (Product Development) (ثانویه)

استراتژی متمرکز توسعه محصول برای رشد به عنوان یک رویکرد استراتژیک ثانویه، از طریق نوآوری گوگل اعمال می شود. هدف استراتژیک توسعه محصولات برای افزایش درآمد است. نوآوری با توجه به ماهیت تکنولوژیکی آن، در هسته اصلی شرکت است. فرهنگ سازمانی گوگل نوآوری را در بین کارمندان ترویج می دهد. این استراتژی رشد متمرکز شامل محصولات یا خطوط تولید جدید است، از جمله زمانی که شرکت برنامه های جدید تلفن همراه را معرفی می کند. همچنین، این کسب و کار از طریق این استراتژی متمرکز برای رشد درآمدها هنگام معرفی محصولات جدید مانند تلفن های هوشمند پیکسل، تبلت و لپ تاپ استفاده می کند.

علاوه بر این، عوامل خارجی مانند موارد شناسایی شده در آنالیز پستل یا PESTEL (ابزار ساده اما بسیار مهم برای شناسایی محیط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فنی و حقوقی کسب و کار) به هدایت توسعه محصول در این مورد کمک می کند. این شرکت همچنان به توسعه محصولات جدید مانند سرویس ابری، برنامه های کاربردی تلفن همراه و دستگاه های پیکسل جدید ادامه می دهد. گوگل از طریق استراتژی رشد متمرکز توسعه محصول، کانال های بیشتری برای تولید درآمد ایجاد می کند. استراتژی رقابتی عمومی تمایز برای حمایت از مزیت رقابتی شرکت، در فرآیندهای طراحی و توسعه محصول ادغام می شود.

آنالیز پستل شرکت گوگل

>   توسعه بازار (Market Development) (پشتیبانی)

گوگل همچنین از استراتژی متمرکز توسعه بازار برای رشد استفاده می کند. در توسعه بازار، هدف شرکت جذب مشتریان در بخش های جدید بازار از طریق استفاده جدید از محصولات فعلی است. به عنوان مثال، این استراتژی رشد متمرکز با ارائه کاربردهای جدید از خدمات آنلاین فعلی، مانند ارائه سرویس ابری به عنوان ابزارهای جدید برای برنامه نویسان نرم افزار، علاوه بر کاربردهای فعلی سرویس ها، اعمال می شود. بنابراین، با استفاده از استراتژی متمرکز توسعه بازار برای رشد، گوگل قصد دارد محصولات خود را به مناطق بیشتری در سراسر جهان عرضه كند. استراتژی رقابتی عمومی تمایز، محصول مورد نیاز را برای پشتیبانی از اجرای مؤثر توسعه بازار فراهم می کند.

>   تنوع (Diversification) (پشتیبانی)

تنوع به عنوان یک استراتژی رشد متمرکز حمایتی، در کسب و کار گوگل استفاده می شود. هدف این استراتژی متمرکز، دستیابی به رشد از طریق کسب و کارهای جدید، به ویژه در سایر بازارها یا صنایعی است که شرکت، در آن فعالیت های ناچیز دارد و یا اصلا فعالیتی ندارد. در این مورد، گوگل در سال 2006، یوتیوب (YouTube) را برای ایجاد حضور چشمگیر در بازار سرویس میزبانی ویدیویی و گسترش حضور تبلیغات آنلاین شرکت، خریداری کرد. استراتژی متمرکز تنوع از طریق استراتژی عمومی تمایز شرکت پشتیبانی می شود، که مزیت رقابتی در ایجاد یا ورود به کسب و کارهای جدید را تضمین می کند.

حال در ادامه به بررسی استراتژی گوگل در سال 2013 می پردازیم.

فرایند مدیریت استراتژیک گوگل در سال 2013

در سال 2013، شرکت گوگل در صنعت نرم افزار کامپیوتر و اینترنت بود، سپس استراتژی گوگل با فناوری درگیر شد و به رقیبان اصلی یاهو و مایکروسافت تبدیل شد. هر رقیب برای جذب کاربر، خدماتی را به وب سایت ها ارائه می داد. استراتژی گوگل این بود که با تمایز محصولات، برند خود را مطرح کرده و افراد را برای رفتن به وب سایت خود ترغیب می نمود. در این برهه زمانی وب سایت گوگل بعد از اپل جزء پرمخاطب ترین وب سایت ها بود. و همچنین استراتژی بازاریابی گوگل عمدتا روی بازاریابی ویروسی تمرکز داشت و از شبکه رسانه های اجتماعی برای یافتن یک گروه عظیم هدف بازارهای قدیمی و جدید استفاده می کرد.

در خصوص استراتژی های تولید و خرید هم در این سال، گوگل در حال تست یک برنامه جدید درباره تبلیغات بود و در حال سرمایه‌گذاری در تکنولوژی‌ های جدید برای دستیابی به مزیت فناوری اطلاعات، برای ساخت سیستم‌هایی با عملکرد بالا بود که از نظر اقتصادی مقرون ‌به ‌صرفه هستند که در آن مقیاس، حجم کاری سنگینی وجود داشت.

آنالیز SWOT شرکت گوگل در سال 2013

آنالیز SWOT شرکت گوگل

تحلیل استراتژیک و توصیه هایی برای گوگل

استراتژی عمومی تمایز گوگل، بر اساس مدل مایکل پورتر، به رهبری این شرکت در بازار کمک می کند. به عنوان مثال، خدمات بسیار مؤثر، سهم اصلی بازار تبلیغات دیجیتال را تضمین می کند. چنین رهبری در برآورده کردن ماموریت و بیان دیدگاه گوگل از اهمیت بالایی برخوردار است. ترکیبی از استراتژی های رشد متمرکز نفوذ در بازار، توسعه بازار و توسعه محصول نیز به توانایی گوگل در حفظ موقعیت رهبری کمک می کند، که به نوبه خود این شرکت را قادر می سازد تا دوام مالی خود را حفظ کند.

یک توصیه مناسب برای شرکت گوگل تمرکز بر تلاش های خود، به خصوص در زمینه توسعه محصول است. این شرکت به دلیل تلاش های به ظاهر متفاوت تولید محصولات در صنایع و بازارهای مختلف، مورد انتقاد قرار گرفته است. با استفاده از استراتژی های رشد متمرکز و استراتژی رقابتی عمومی، طیف گسترده ای از محصولات گوگل، به ایجاد سلطه در بازار جهانی کمک می کند. با این حال، گوگل برای بهبود همسویی استراتژیک خود، می تواند قبل از ورود به کسب و کارهای جدید، روی اطمینان از سودآوری بیشتر محصولات فعلی خود متمرکز شود.

نتیجه گیری

مدیریت استراتژیک، به ویژه هنگامی که به خوبی انجام شود، برای موفقیت دراز مدت یک کسب و کار مهم است. وقتی می گوییم یک کسب و کار مدیریت استراتژیک را اجرایی می کند، منظور این است که “مدیریت استراتژیک” استراتژی را برای فعالیت های کسب و کار خود، با اهداف واضح و مشخص تعریف می کند. سپس، برنامه های شفاف و مشخصی را ایجاد می کند که برای دستیابی به اهداف خود و تراز کردن فعالیت های خود برنامه هایی را اعمال می کند، تا کسب و کار با آن اهداف هماهنگ باشد. همچنین تمام منابع لازم برای دستیابی به آن اهداف، تخصیص می یابد.

این مقاله ادامه دارد… پست های بعدی ما را دنبال کنید.

 

منابع

http://panmore.com

https://en.wikipedia.org

https://www.slideshare.net

https://www.123helpme.com

https://www.wowessays.com

 

 

مطالب مفید

برنامه ریزی استراتژیکمدیریت استراتژیک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + شانزده =